کُردستان عراق؛ راه دیگری نبود؟ مطلب ویژه

روزنامه بهار: مقامات اقلیم کُردستان عراق به دلایل تاریخی، سیاسی، اقتصادی و حتی رقابت‌های درون گروهی تصمیم گرفته‌اند که در برابر دولت مرکزی عراق قد علم کنند و با پرچم استقلال خواهی رای به تجزیه از عراق بدهند. قاعدتا این اتفاق از نگاه امنیتی برای دولت‌های عراق، ایران،‌ترکیه و سوریه به هیچ عنوان قابل قبول نیست و قابل پیش بینی بود که مقامات این دولت‌ها تمام توان خود را برای جلوگیری از این اتفاق به کار بندند اما بحث اساسی بر سر نوع مواجهه با این پرونده پیچیده و چند لایه است.

رجب طیب اردوغان به عنوان تصمیم گیر اصلی در کشور‌ترکیه از همان ابتدا سیاست مشت آهنین را برگزید و با نسبت دادن آنچه در اقلیم کردستان می‌گذرد به رژیم اسرائیل سعی کرد حساسیت‌های مقامات ایرانی را دوچندان کند. دولت مرکزی عراق نیز همانطور که قابل پیش بینی بود اقدامات مسعود بارزانی در اقلیم کردستان را تجزیه طلبی و اعلان جنگ با دولت مرکزی دانست و با قرار دادن پیش شرط لغو همه پرسی برای آغاز مذاکرات عملا پایان مذاکرات را پیش از شروع آن اعلام کرد و در این میان مقامات ایرانی در ابتدا همنوا با مقامات‌ترکیه و عراق از سخت گیری بر اقلیم کردستان خبر دادند و اظهارات خود را با رنگ و بوی تحریم و تهدید همراه کردند اما به مرور شاهد کاهش این شدت در گفتار بودیم و حالا چند روزی است که دوباره صحبت از نقش پررنگ ایران در حوادث اقلیم کردستان به میان آمده است.

کُردها به دلایل گوناگون از جمله تاریخ مشترک فرهنگی با ایرانیان و همین‌طور هم‌جبهه بودن در دوران مبارزه با صدام بیش از دولت مرکزی عراق و‌ترکیه به مقامات ایرانی اعتماد داشته‌اند و همین موضوع کمک بسیار قابل توجهی را در مقابله با گروه‌های‌تروریستی در عراق به‌همراه داشته است. شاید لازم بود – و هنوز هم هست – که مسئولان ایرانی بیشتر از آن که از خشم بگویند، نقشی میانجی گرایانه را در وقایع اخیر بازی کنند. این یک واقعیت است که هر اقدام غیرهوشمندانه در حوادث جاری در اقلیم کردستان تاثیر منفی بر کشورهای دیگر همسایه از جمله ایران خواهد گذاشت. در نتیجه باید هوشیار بود و با تدبیری بیش از پیش عمل کرد.

Top
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…